یک ترکه داشته مسابقه اسب دوانی نگاه می کرده یک لحظه میره تو فکر با خودش میگه : ای دل غافل کاشکی تحصیلاتمو ادامه میدادم !!!
به ترکه میگن چطوری میرینی ؟ میگه: به سبک گروه آرین ... دونه دونه دونه .... !!!
یک روز ترکه مغازه لبنیاتی میزنه , رو شیشه مغازه می نویسه امام با نوشابه ... ازش می پرسند : وای این چیه نوشتی؟ ؟ میگه : بهتر از اینه که شما رو شیشه مغازتون می نویسین خدا با ماست !!!
ترکه زنش و می کشه می ره مرحله بعد ,مادر زنش و می کشه game over می شه !!!
به مرغه میگن: چرا دیگه تخم نمی زاری؟؟ میگه: از دست این تلاونگ !!!
ترکه میره وام بگیره , ضامن نداشته منفجر می شه!!!
امام جمعه زنجان : مربع زندگی سه ضلع دارد .. ایمان و تقوا !!!
اصفحانیه میره تاکسی سوار می شه . موقع پیاده شدن میگه چقدر میشه؟ ؟ راننده میگه:70 تومن . اصفحانیه میگه: چه خبره ؟! اولا ما با هم 60 تومن طی کردیم . دوما این مسیری که ما اومدیم 50 تومن بیشتر کرایش نیست . سوما من الان 40 تومن بیشتر همراهم نیست . تو حالا این 30 تومن رو بگیر . پولو میده راننده و میره. راننده میشماره می بینه 20 تومنه !!!
اصفحانیه خونه اش آتش می گیره , زنگ میزنه آتشنشانی miss call میندازه !!!
به ترکه میگن: یک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه . میگه: دانشگاه آزاد اسلامی !!!
ترکه انگشتشو می کنه تو نافش , reset می شه !!!
می دونید زنگ موبایل آخوندها چه جوریه ؟؟ دیدین .... ریدین ... به دین ... !!!
یک ترکه تو آینه خودشو می بینه .... میگه : این یارو چقدر آشناس ! .... بعد از یک ساعت فکر کردن میگه فهمیدم... این همونیه که امروز تو آرایشگاه دیدمش !!!
4 , 5 تا ترک سوار آسانسور بودن نمی دونستند که چکار کنند که حرکت کنه . اینور , اونورو نگاه می کردند چیزی نمی فهمیدند . بعد یهو یکی میآد سوار میشه دکمه طبقه 3 رو میزنه , آسانسور راه می افته . یکی از ترکها داد میزنه , برای سلامتیه آقای راننده صلوات !!!
ترکه جوراب می خره براش بزرگ بوده , جلوی جوراب پنبه میزاره !!!
یک روز تو کویر لوت , یک ترکه رو زیر لحاف پیدا می کنند. بهش میگن: شما ترکین؟؟ میگه: یعنی از زیر لحاف هم معلومه؟ !!!
یک روز یک ترکه می خواسته میخ بکوبه به دیوار, میخ رو بر عکس گرفته بود و می کوبید. یک لره سر میرسه میگه : چقدر تو خنگی, این میخ مال این دیوار نیست که , مال دیوار روبروییه !!!
به ترکه میگن: نمی خواهی آدم شی؟ ترکه میگه: من از این قرتی بازی ها خوشم نمی آد !!!
به فضوله میگن اگر نصف دنیا را بهت بدن قول میدی که دیگه فضولی نکنی ؟ میگه آره , ولی نصف دیگشو به کی میدین ؟ !!!
3 تا دیونه با هم هم اتاققی بودن. یک روز خبر میارن که دو تاشون دارن بالا پایین می پرند و میگن:ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ می شیم و سومی رو زمین ساکت نشسته. مدیر بیمارستان هم طبق معمول رفت که اونو مرخص کنه. ازش پرسید تو چرا مثل دوستات بالا پایین نمی پری؟ میگه : آخه من به ماهیتابه چسبیدم !!!
ترکه میره کارواش, بهش میگن پس ماشینت کو؟ میگه: راه نزدیک بود پیاده اومدم!!!
ترکه میره مشهد , جلوی حرم که می رسه می ایسته میگه : یا امام علی , قربون لب تشنت , فدای دو دست بریدت , پس کی ظهور می کنی؟ خسته شدم از بس اومدم قم !!!
ترکه زنگ میزنه به موبایل رفقیش , میبینه یک خانومه میگه: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.ترکه میگه : اونو ولش کن , خودت چطوری ؟!!!
آبادان زلزله میآد. یک یارو رو با هزار زحمت از زیر آوار در میآرن. طرف میآد بیرون میگه : ولک , ویبره رو حال کردین؟!!!
به یک لره میگن: ساعت چنده ؟ بلد نبوده بگه , میگه : بدو بدو دیرت شده !!!