تبليغاتX
وبلاگ طوبی
دستم بوی گل می داد ...
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند ...
اما هیچکس نگفت که شاید
من یک گل کاشته باشم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

مردم ما در زمانه ای پر عناد و بد کینه گرفتار شده ایم ...
 انسان نیکدل و پاکدامن را در این روزگار بد مشمرند و ستمکاره در این عصر بر تندباد غرور و نخوتش میافزاید.
 آنچه میدانیم سودمان نمی بخشد و آنچه را نمیدانیم نمیپرسیم و از بدبختی کوبنده ای که فرا میرسد بیم نداریم تا آنگاه که بر سرمان فرود آید.
 مردم بر چهار گروهند: .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 تیر1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط   | 



همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر 
همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی
منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر 
همه نقدها شمردی به وکیل درسپردی
بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر 
تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی
نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر 
خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر 
تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی
نه چو روسبی که هر شب کشد او بیار دیگر 
نظرش به سوی هر کس به مثال چشم نرگس
بودش زهر حریفی طرب و خمار دیگر 
همه عمر خوار باشد چو بر دو یار باشد
هله تا تو رو نیاری سوی پشت دار دیگر 
که اگر بتان چنین‌اند ز شه تو خوشه چینند
نبدست مرغ جان را جز او مطار دیگر 

          "مولانا"
+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

با شما هستم ...
آقایان ..مسئولین ..دولتمداران ...علماء...بسیجیان ....ارتشیان ....
چه بخواهید و چه نخواهید نوزاد اصلاح طلبی در حال رشد است و اینک که یک جوان برومندی شده شما را یارای مقابله با او نیست ... این را بپذیرید ..!
شما چه چیزی را می خواهید خفه کنید ؟
فکر می کنید با یک شخص و چند شخص طرف هستید یا یک فکر و یک جنبش ؟ کدامیک ؟  12 سال پیش (که خاتمی آمد) اگر می خواستید می توانستید با خفه کردن پدر این نوزاد او را سرگردان و آواره کنید اما نکردید این را و حالا که این نوزاد میلیون ها متولی در حکومت شما دارد و اینک رشد یافته باز نمی توانید . تفکر اصلاح طلبی و نو اندیشی اگر نیاز این جامعه نبود هرگز به دنیا نمی آمد که حالا صدها هزار دانشجو .... نخبه ..هنرمند ....روحانی .... عالم .... مرجع ....استاد دانشگاه ... فرمانده سپاه و ..........چنگ به این اندیشه بزنند و رهایش نکنند حتی به بهانه اخراج و کشتار و ........  شما چه چیزی را می خواهید خفه کنید ؟
صدها هزار ندا صالحی را نقش خیابان و غرق خون هم کنید افاده ای ندارد چراکه تفکر در همه جا تخم کرده و روزهایی را انتظا بکشید که آن تخم ها سرباز کنند و هزاران ندا صالحی دیگری بیرون بیایند .
به کجا می روید ؟ چرا از خود نمی پرسید چرا چنین شد و چرا چنان نشد ؟
چرا آدرس غلط می دهید و این عوام را به خانه دشمن خارجی هدایت می کنید ؟
آیا از خود پرسیده اید که چرا با این وارونه نمایی های سیمای شما باز مردم آگاه تر و یک قدم از شما جلوتر هستند ؟
فکر می کنید با گله گوسفند طرف هستید ؟
پیشنهاد می کنم موسوی، کروبی، و بقیه هم داستانهایشان را از دم تیغ بگذردانید . با این فکر که اینک در ذهن (به قول خودتان) سیزده میلیون نفر ! نقش بسته چه خواهید کرد ؟
شما خواسته اینان را چگونه برآورده خواهید ساخت ؟ با گلوله و باتوم ؟ یا با دروغ و تحجر ؟
دوباره می گویم :
به خاکستر این آتش هر چه بیشتر بدمید ذغالهای خفته در زیر آن چهره خود شما را خواهد سوخت .

لال شوم،كور شوم،كر شوم 
ليك محال است كه من خر شوم


+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط   |