با شما هستم ...
آقایان ..مسئولین ..دولتمداران ...علماء...بسیجیان ....ارتشیان ....
چه بخواهید و چه نخواهید نوزاد اصلاح طلبی در حال رشد است و اینک که یک جوان برومندی شده شما را یارای مقابله با او نیست ... این را بپذیرید ..!
شما چه چیزی را می خواهید خفه کنید ؟
فکر می کنید با یک شخص و چند شخص طرف هستید یا یک فکر و یک جنبش ؟ کدامیک ؟ 12 سال پیش (که خاتمی آمد) اگر می خواستید می توانستید با خفه کردن پدر این نوزاد او را سرگردان و آواره کنید اما نکردید این را و حالا که این نوزاد میلیون ها متولی در حکومت شما دارد و اینک رشد یافته باز نمی توانید . تفکر اصلاح طلبی و نو اندیشی اگر نیاز این جامعه نبود هرگز به دنیا نمی آمد که حالا صدها هزار دانشجو .... نخبه ..هنرمند ....روحانی .... عالم .... مرجع ....استاد دانشگاه ... فرمانده سپاه و ..........چنگ به این اندیشه بزنند و رهایش نکنند حتی به بهانه اخراج و کشتار و ........ شما چه چیزی را می خواهید خفه کنید ؟
صدها هزار ندا صالحی را نقش خیابان و غرق خون هم کنید افاده ای ندارد چراکه تفکر در همه جا تخم کرده و روزهایی را انتظا بکشید که آن تخم ها سرباز کنند و هزاران ندا صالحی دیگری بیرون بیایند .
به کجا می روید ؟ چرا از خود نمی پرسید چرا چنین شد و چرا چنان نشد ؟
چرا آدرس غلط می دهید و این عوام را به خانه دشمن خارجی هدایت می کنید ؟
آیا از خود پرسیده اید که چرا با این وارونه نمایی های سیمای شما باز مردم آگاه تر و یک قدم از شما جلوتر هستند ؟
فکر می کنید با گله گوسفند طرف هستید ؟
پیشنهاد می کنم موسوی، کروبی، و بقیه هم داستانهایشان را از دم تیغ بگذردانید . با این فکر که اینک در ذهن (به قول خودتان) سیزده میلیون نفر ! نقش بسته چه خواهید کرد ؟
شما خواسته اینان را چگونه برآورده خواهید ساخت ؟ با گلوله و باتوم ؟ یا با دروغ و تحجر ؟
دوباره می گویم :
به خاکستر این آتش هر چه بیشتر بدمید ذغالهای خفته در زیر آن چهره خود شما را خواهد سوخت .
لال شوم،كور شوم،كر شوم
ليك محال است كه من خر شوم
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط
|
بی خبر نباشین ...
شاید براتون جالب باشه این رئیس جمهور محترم (!) در آستانه انتخابات سی هزار تومان (!) در روز اول خرداد میریزه به حساب فرهنگیان تحت عنوان هدیه هفته معلم (!) از کی تا حالا هفته معلم خرداد ماه هست نمیدونیم ........ شما پیدا کنید پرتقال فروش را !
+ نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|
خاک تو سرتون کنم ؟ یا خاک تو سرمون ؟
تیم ملی با عربستان بازی نکرد با احساسات ۷۰ میلیون نفر بازی کرد با این تفاوت که اینبار برد ...
اون از آرایش بازیکنان و تعویضهای مربی عربستان این هم از تعویض های ما ...
آقای دایی یه بار دیگه بازی رو نیگا کن باز هم میخوای خلعتبری تعویض بشه ؟؟؟
با لگدمال کردن بچه گانه بازیکن عربستانی توسط کاظمی فرهنگ ایرانی بودنمون رو به دنیا نشون دادیم
آقای دایی با ذکر گفتن نمیشه نتیجه گرفت ...
حق ما نیست و نباید هم بریم جام جهانی ...
یادتون نره کره شمالی عربستان رو تو خونه خودش له کرد برید جدول فیفا رو ببینین کره شمالی رتبه چندم آسیاست ...
به شتر گفتن گردنت کجه گفت کجام راسته که گردنم راست باشه ؟؟؟؟؟
تیم ملی با عربستان بازی نکرد با احساسات ۷۰ میلیون نفر بازی کرد با این تفاوت که اینبار برد ...
اون از آرایش بازیکنان و تعویضهای مربی عربستان این هم از تعویض های ما ...
آقای دایی یه بار دیگه بازی رو نیگا کن باز هم میخوای خلعتبری تعویض بشه ؟؟؟
با لگدمال کردن بچه گانه بازیکن عربستانی توسط کاظمی فرهنگ ایرانی بودنمون رو به دنیا نشون دادیم
آقای دایی با ذکر گفتن نمیشه نتیجه گرفت ...
حق ما نیست و نباید هم بریم جام جهانی ...
یادتون نره کره شمالی عربستان رو تو خونه خودش له کرد برید جدول فیفا رو ببینین کره شمالی رتبه چندم آسیاست ...
به شتر گفتن گردنت کجه گفت کجام راسته که گردنم راست باشه ؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|
بوي عيدي، بوي توپ، بوي كاغذ رنگي
بوي تند ماهي دودي وسط سفره نو
بوي ياس جانماز ترمه مادربزرگ
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
شادي شكستن قلك پول
وحشت كم شدن سكه عيدي از شمردن زياد
بوي اسكناس تا نخورده لاي كتاب
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي بته هاي نور
برق كفش جفت شده تو گنجه ه
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
عشق يك ستاره ساختن با دولك
ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه
بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب.
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
وي باغچه، بوي حوض، عطر خوب نذري
شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لاجوردي هوس يه آبتني
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم
بوي تند ماهي دودي وسط سفره نو
بوي ياس جانماز ترمه مادربزرگ
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
شادي شكستن قلك پول
وحشت كم شدن سكه عيدي از شمردن زياد
بوي اسكناس تا نخورده لاي كتاب
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي بته هاي نور
برق كفش جفت شده تو گنجه ه
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
عشق يك ستاره ساختن با دولك
ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه
بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب.
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم …
وي باغچه، بوي حوض، عطر خوب نذري
شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لاجوردي هوس يه آبتني
با اينا زمستونو سر ميكنم…
با اينا خستگيمو در ميكنم
+ نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط
|

ما معلما ؟
واقعا کوچیکیم ؟ یا کوچیکمون میکنن ؟
خودمون سبب هستیم ؟ یا کسای دیگه ؟
میخواین به شما بگم منزلت یه معلم و یه سوپور چقدر توفیر داره تو این جامعه ؟
برید میزان عیدی هاشونو مقایسه کنید . همین .
یکی جواب بده ؟
+ نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|

یادمون نره ... ته خط دنیا اینجاست ...!
همین و بس ...!
+ نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|
قبول دارین بعضی لینکا روح آدم و میخراشند ؟
این لینک هم از اوناس
(صحنه ای که میلیونها نفر برای آن گریه کرده اند)
اجازه بدین تا ۶ تا تصویر کاملا لود بشن بعد به ترتیب با اونا ارتباط برقرار کنین...!
این لینک هم از اوناس
(صحنه ای که میلیونها نفر برای آن گریه کرده اند)
اجازه بدین تا ۶ تا تصویر کاملا لود بشن بعد به ترتیب با اونا ارتباط برقرار کنین...!
+ نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط
|
دکتر سرش را تکان می دهد
پرستار سرش را تکان می دهد
دکتر عرقش را پاک می کند
و کوه های سبز
بر صفحه ی مانیتور
کویر می شوند
پرستار سرش را تکان می دهد
دکتر عرقش را پاک می کند
و کوه های سبز
بر صفحه ی مانیتور
کویر می شوند
(گروس عبدالملکیان)
+ نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
می خواستم بمانم
رفتم
می خواستم بروم
ماندم
نه رفتن مهم بود و نه ماندن
مهم من بودم
که نبودم...
رفتم
می خواستم بروم
ماندم
نه رفتن مهم بود و نه ماندن
مهم من بودم
که نبودم...
(گروس عبدالملکیان)
+ نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
درخت که می شوم
تو پائیزی !
کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفانها !
تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن !
تو پائیزی !
کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفانها !
تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن !
(گروس عبدالملکیان)
+ نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
غزه در خون و آتش ...
سالگرد فاجعه زلزله بم
غزه در خون و آتش ...
ترور انتحاری سربازان مرزدار سراوان توسط دار و دسته ریگی دوشنبه ۹ دی ماه
غزه در خون و آتش ...
حذف طرح پرداخت نقدی یارانه ها
پرتاب کفش به سوی بوش ...
پ ن ۱ : تو یه روستایی یه نفر اذون می زد . یه روستایی چوپون از یه نفر پرسید این آقاهه چیکار میکنه ؟ گفت : داره اذون میرنه . پرسید : اینی که داره میزنه واسه گاو و گوسفندا که ضرر نداره ؟ گفت " نه ؟ چه ضرری ؟ گفت : پس بگو بزنه ......!!
پ ن ۲ : یادمون باشه که گاهی وقتا بهترین خبر بی خبری هستش ...!
سالگرد فاجعه زلزله بم
غزه در خون و آتش ...
ترور انتحاری سربازان مرزدار سراوان توسط دار و دسته ریگی دوشنبه ۹ دی ماه
غزه در خون و آتش ...
حذف طرح پرداخت نقدی یارانه ها
پرتاب کفش به سوی بوش ...
پ ن ۱ : تو یه روستایی یه نفر اذون می زد . یه روستایی چوپون از یه نفر پرسید این آقاهه چیکار میکنه ؟ گفت : داره اذون میرنه . پرسید : اینی که داره میزنه واسه گاو و گوسفندا که ضرر نداره ؟ گفت " نه ؟ چه ضرری ؟ گفت : پس بگو بزنه ......!!
پ ن ۲ : یادمون باشه که گاهی وقتا بهترین خبر بی خبری هستش ...!
+ نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|

